تبلیغات
عطش رهایی
عطش رهایی
الهی ،عشق بازی کار هر مشتاق نیست، این شکار دام هر صیاد نیست، عاشقی را قابلیت لازم است، طالب حق را حقیقت لازم است ، عشق از معشوق اول سر زند ،تا به عاشق جلوه دیگر کند ،تا به حدی که برد هستی از او،سر زند صد شورش و مستی از او،شاهد این مدعی خواهی اگر،بر حسین و حالت او کن نظر

نباید فراموش کرد اگر اینجا یک کشور اروپایی یا آمریکایی بود و چنین اتفاقی می‌افتاد، شماری از شهروندان به محاکم قضایی شکایت می کردند و خسارت میلیون دلاری از تهیه کنندگان و عوامل مجموعه ـ بابت وعده خلاف واقع برای اهدای جوایز ـ مطالبه می‌کردند.
کمدین شماره یک سال‌های نه چندان دور تلویزیون، پس از تجربه نافرجام سریال «قهوه تلخ»، درصدد ساخت سریال تازه‌ای برآمده که این بار هم تهیه‌کنندگی و هم کارگردانی‌اش را برعهده دارد و بدین سبب از طرفدارانش خواسته به وی اعتماد کنند و با خرید مجموعه تازه اعتمادشان ترمیم شود. اما چه تضمینی وجود دارد اتفاقی که درباره قهوه تلخ رخ داد، این بار درباره سریال تازه تکرار نشود و اصولاً مردم تا کجا به واسطه محبوبیت مدیری، حاضر به هزینه برای خرید سریال‌هایش خواهند شد؟

به گزارش خبرنگار «تابناک»، همین چند سال پیش بود که مهران مدیری به عنوان بیستمین مرد بانفوذ ایران از سوی مجله «نیوزویک» انتخاب شد و این نفوذ و قدرت که در سال 2009 مورد تاکید نیوزویک قرار گرفت، نه به واسطه جایگاه سیاسی که به واسطه پایگاه اجتماعی و میزان نفوذ مدیری در لایه‌های اجتماعی بود. به قول خودش بیست سال سریال‌های تلویزیونی کمدی ساخته و این مجموعه‌ها که دیگر کارگردان ـ بازیگرهای رقیب نیز تلاش کردند به آن نزدیک شوند، هیچ گاه رقیب جدی نیافت. ماندگاری مجموعه های کمدی تا آن اندازه بود که برخی کلیدواژه ها را وارد ادبیات معاصر کرد و این واژه‌ها هنوز کارکردشان را حفظ کرده اند.

شاید همین میزان تاثیرگذاری و محبوبیتش کفایت می کرد تا وقتی عوامل سریال «قهوه تلخ» با شبکه سوم صداوسیما برای پخش این مجموعه به توافق مالی نرسند، این سریال برخلاف دیگر سریال‌های شبکه خانگی به یک تجربه شکست خورده مبدل نشود. کاراکتر مدیری به عنوان کارگردان و بازیگر به قدر کفایت برای مخاطب جذاب بود و مردمی که خاطرات خوشی با این کارگردان داشتند، بدون توجه به حضور برادران آقاگلیان در نقش تهیه کننده، به مدیری اعتماد کردند و نه تنها سری قهوه تلخ را کپی نکردند که به درخواست مدیری حتی نسخه‌های اصل را به دیگران نیز برای تماشا ندادند تا بیشترین سقف فروش ممکن برای این مجموعه ثبت شود.

طبیعتاً این رکورد فروش انتظار می‌رفت با عمل به تعهدات طرف مقابل همراه شود، اما نه هدایای وعده داده شده به خریداران قهوه تلخ تعلق گرفت و نه حتی این مجموعه با ارائه قسمت‌های نهایی به یک پایان مشخص رسید. این دومی اما ضربه‌اش به مدیری بیش از خلف وعده نخست بود و مخاطبی که ده‌ها هزار تومان برای خرید این مجموعه هزینه کرده بود، به هیچ انگاشته شد و حتی یک قسمت با پایانی سردستی نیز برای تماشاچیان ارائه نشد؛ اتفاقی که حتی اعتماد عمومی به دیگر مجموعه‌های ارائه شده در شبکه خانگی را نیز متزلزل ساخت؛ چرا که برای افکار عمومی این پرسش مطرح شد که اگر ثمره تیمی حرفه‌ای چنین محصول ناقصی می‌شود، حاصل کار تیم سریال ساز متوسط چه سرانجامی خواهد داشت؟

درباره آنچه بر سر قهوه تلخ آمد تا مردم از تماشای پایان این مجموعه محروم شوند، روایت‌های گوناگونی مطرح شد که در برخی واکنش‌ها از سوی بازیگران این مجموعه، تهیه‌کنندگان به عدم اجرای تعهدات مالی از سوی بازیگران متهم شدند و البته برخی نیز این نافرجام ماندن قهوه تلخ را متاثر از نظرات ممیزی می‌دانستند. اما نخستین مسأله به واقعیت نزدیکتر بود؛ چرا که اگر قرار باشد تقصیر نیمه تمام ماندن را هم به گردن ممیزی انداخت، برگزاری نشدن سایر قرعه‌کشی‌ها و عدم اهدای بخش قابل توجهی از جوایزی که برندگانش مشخص شده بود، نمی تواند به واسطه ممیزی بوده باشد!

نباید فراموش کرد اگر اینجا یک کشور اروپایی یا آمریکایی بود و چنین اتفاقی می‌افتاد، شماری از شهروندان به محاکم قضایی شکایت می کردند و خسارت میلیون دلاری از تهیه کنندگان و عوامل مجموعه ـ بابت وعده خلاف واقع برای اهدای جوایز ـ مطالبه می‌کردند و «آقاگلیان»ها در این زمینه بسیار خوش شانس بوده‌اند که مخاطبانشان هنوز چنین نگاهی را نسبت به تضییع حقوقشان ندارند وگرنه شاید بخش چشمگیری از درآمدشان را می‌بایست با شاکیانشان تقسیم می‌کردند و البته در آن صورت، الگویی می‌شدند برای مخاطبانی که درک درستی نسبت به اهمیت اعتماد مخاطب ندارند.

 
کارگردان 51 ساله قهوه تلخ اما با فاصله‌ای نه چندان طولانی از اعلام اتمام ناقص سریال قهوه تلخ، اقدام به تولید مجموعه‌ای تازه کرد و این اتفاق با حملات شدیدی از سوی رسانه‌های سینمایی همراه شد. مدیری برای ترمیم ضربه‌ای که به اعتبارش خورده بود و همچنین برای تضمین فروش مجموعه جدیدش، توضیحاتی را درباره ساخت سریال جدیدش منتشر کرد که فیلم این توضیحات نیز در فضای مجازی انتشار یافت. کل این توضیحات تنها یک عذرخواهی ساده و ارائه جزئیاتی درباره عدم تسلط تیم سازنده قهوه تلخ به شبکه خانگی بود و در نهایت مدیری با کنایه اشاره داشت که کارگردان و تهیه کننده این مجموعه خود اوست تا به نوعی اطمینان بیشتری به مخاطب بدهد و چند دستگاه ویلا را نیز به عنوان جایزه سریال «ویلای من» در نظر گرفته است.

این توضیحات اما پاسخی نبود که عموم مخاطبان را قانع کند؛ چرا که اصولاً هیچ حرف تازه جز بیان بدیهیاتی که مخاطبان در جریانش بودند، نداشت و سرانجام این پرسش برای مخاطب باقی ماند اگر به هر دلیلی اعم از مالی یا ممیزی امکان ادامه ساخت سریال قهوه تلخ نبود، چرا این سریال در همان میانه با ساخت یک قسمت نهایی و جمع کردن داستان قهوه تلخ به پایان نرسید و در شرایط اقتصادی خانوارهای ایرانی، چرا مردم بازی داده شده‌اند؟ همچنین اگر مشکل ممیزی وجود داشته، چه تضمینی برای نیمه تمام نماندن سریال جدید وجود دارد و آیا این ماجرا نیز تکرار اتفاق تلخ قهوه تلخ نخواهد بود؟

در پایان نیز باید جویا شد تجارت مهران مدیری با اعتبارش تا کجا سودآور خواهد بود؟ آیا او قصد ندارد به هر شکل ممکن به تلویزیون بازگردد و مردم را به تماشای یک سریال بدون پرداخت هزینه مستقیم میهمان کند؟ یا نمی‌تواند دست کم درصدد تولیدهای آثار کوتاهتری چون فیلم سینمایی باشد که چنین وقایعی تکرار نشود و اعتبارش نیز به سطح گذشته بازگردد و یا مدتی استراحت کند تا فضای فرهنگی بهتری برای فعالیتش فراهم شود؟ به هر شکل اینکه ظرفیت‌های اجتماعی اینچنین تحلیل برود، نه به سود چهره‌ای چون مدیری است و نه به سود مردم؛ کاهش اعتباری که حتی نزد بازیگران نیز مشهود بوده و بسیاری از بازیگران قهوه تلخ حاضر نشده‌اند با مدیری در مجموعه تازه همکاری کنند.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 دی 1391 توسط علی
طبقه بندی: نقد فیلم 
برچسب ها: مهران مدیری جایزه مهران مدیری بدهی مهران مدیری وام مهران مدیری فیلم مهران مدیری طنز مهران مدیری 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin