تبلیغات
عطش رهایی
عطش رهایی
الهی ،عشق بازی کار هر مشتاق نیست، این شکار دام هر صیاد نیست، عاشقی را قابلیت لازم است، طالب حق را حقیقت لازم است ، عشق از معشوق اول سر زند ،تا به عاشق جلوه دیگر کند ،تا به حدی که برد هستی از او،سر زند صد شورش و مستی از او،شاهد این مدعی خواهی اگر،بر حسین و حالت او کن نظر



بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله جمیعاً مابقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
السلام علیکم ایها الشهداء جمیعاً و رحمه الله و برکاته.
اما بعد، سلام بر دختر کوچکم، مهدیه جان.
ان شاء الله وقتی این سطور را بخوانی که اسلام با عزت و سربلندی بر تمام کفر جهانی سیطره یافته؛ کربلا و قدس آزاده شده باشد و مسلمین از زیر یوغ این ابرقدرتان و نوکران دست نشانده شان در منطقه آزاد و رها شده باشند.
دخترم! چند روز پیش که از مادرت خداحافظی کردم و به طرف جبهه می آمدم، در میان راه به یاد تو بودم. موقع آمدنم تو هنوز در خواب بودی. آمدم بالای سرت و تو را بوسیدم و بوئیدم نگاه به چهره ی معصومت که همچون ملکی آرام خوابیده بودی. خداحافظی کردم و از تو جدا شدم.
در این چند سال، بارها از مادرت و پدربزرگ و بی بی خداحافظی کردم به امید اینکه دیگر برنگردم؛ ولی مقدرات الهی بر این تقدیر بود که بنده، این خاطی سیه روز، دست از پا درازتر به خانه برگردم. در هر حال،
نمی دانم این نامه را که برای تو می نویسم، خداوند چه نقشه ای برای من کشیده است! شاید خودم باشم و این نامه را برای تو بخوانم و برای تو از نزدیک این قصه را که می خواهم برایت بگویم بازگویم. شاید هم اگر خدا عنایت کند، به خیل شهدا بپیوندم. در هر حال، ما راضی به رضای او هستیم، هر آنچه که دوست بخواهد، عشق است و این رمز پیروزی و سعادت در دنیا و آخرت است.
دخترم! می دانی که نامت را چگونه انتخاب کردیم؟ با مادرت که گفت و گو می نمودم قبل از تولدت بنایمان این بود که اگر نوزاد و هدیه خداوند به ما پسر بود، اسمش را مهدی بگذاریم و اگر دختر بود، مهدیه، که الحمدلله و المنه، خداوند شما را برایمان هدیه آورد و ما تشکر کردیم و شکر خدا او را نمودیم که خداوند این هدیه را به ما عطا کرد. ان شاء الله که توانسته باشیم؛ و مادرت توانسته باشد
(و خودت هم) در حفظ و حراست و تزکیه و طهارت مستمر این اهدایی خداوند موفق و مؤید باشد.
دخترم! در هر حال، برایت نگفتم؛ به این خاطر اسمت ]را[ مهدیه گذاشتم که یاد و خاطری از عموی شهیدت، مهدی عزیزمان که 2 سال پیش از تولدت شهید شده بود در کانون خانواده گرم و زنده و به یاد ماندنی باشد
.
نمی دانی که چه عمویی بود، یک درّ گرانبهایی بود که برای خاطر اسلام به دست این از خدا بی خبران به شهادت رسید







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط علی
طبقه بندی: شهدا 
برچسب ها: وصیت نامه آقاموسی 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin